خرید بک لینک
مسعود رضایی بیاره اقیانوس آرام تا نـــگاهم محو چشمان سیه فــام تـــو شد دفتـــر دلـــدادگی پیوسته بــا نـــام تــو شد صبحگاهان گفت نرگس با شقایقهای سرخ مست و حیران از نـگاه و نـاز بـادام تــوشد غـرقه در طـوفان چشمان سیاهت می شود هـ

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:40

مسعود رضایی بیاره پرستوی مهاجر ناز کن ، چندان که می خواهی مرا ویرانه کن مـن که خـود دیوانهام ، دیـوانه تر دیـوانه کن صبحگاهــی روسری بُـگشای و در گـُلشن بیا اشک زنبــق را در آور ، یــاس را مستانـه کن هر شبی مهتــاب عـــاشق سر بـر ایو

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:40

مسعود رضایی بیاره باب عشق در نــگاهم گـر نبــودی ، آسمان آبـی نبـود لحظههــا رویائی از شبهـای مهتابی نبـود با خیــالت گر نمی کــردم سفر تا دوردست لذتی در این همه شبهای بی خوابی نبود گـر نمی گفتم هــزاران قصه از گیسوی تو با دل دیـــو

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:40

برگ و باد (5) گر نبــــودی مــاه من ، دنیـــای زیبائـی نبود بی تــــوانـــگاری بـــرایم هیچ دنیــائی نبـود خش خش پـــا گــر نبود و کوچــه سار انتظار رقص بـــرگ و بــاد پائیـــزی تماشائــی نبود گــر نه تــار گیسوانت ساز دل را مـی نواخت

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:40

مسعود رضایی بیاره بی آشیان تار و نــی دیشب به یــادت با زبــان بـی زبانی شکوه سردادند و می زد شعلهها در من نهانی نی سرود از بی فایی ، داد و بی داد از جدایی نــاله پیچید از فــراقت در گلـوی نغمـه خوانی تار گفت از من چه دیدی مهربا

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:40

مسعود رضایی بیاره آوای سهره از آن روزی که در دل خانه کــردی مــرا آتش زدی ، ویــرانــه کـــردی سیـــه چشمانم از جـــــام نــــگاهت چه می بود این که در پیمانه کردی به جــز نــــامت نــدانم نــام کس را در ایـــن پیمــانه بیهوشانــه کـر

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:36

مسعود رضایی بیاره مهتاب ماهتاب امشب چه صاف و ساده است شایـد او هم عـــاشق و دل داده است امشب از مهتــــاب می پُـرسم ، چــرا روی ایــــوان و درت افتـــــاده است سر کشیــــد از کـــوهسـاران دنــــــا سر بـــر ایـــوانت چــرا بنهـاده

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:00

مسعود رضایی بیاره هزار و یک شب می تـــوان از چشم تـو میخانه ساخت لحظـــــهها را تـا ابــد مستانه ساخت بــا هــــزار و یــک شب گیسوی تـــو صد هــزاران قصــه و افسانه ساخت می تـــوان آری چـــه زیبــا می توان بـا نـــگاهت شعر جــ

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:00

مسعود رضایی بیاره راز هــر کسی راز نــگاهت را شناخت خوشترین آهنــگ دنیـا را نواخت با صــــدای پـــای تـــو زیبـا تر از نغمههـــای جــویبار آهنگ ساخت ساز دل یعنــی تـــرا بــا تــار اشک لابــــلای تـرمـــهی احساس بـافت با نـــگ

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:00


هر که یاد از ما کند در این قفس یادش بخیر

هـم قفس باشد مرا یــا هــم نفس یـادش بخیر

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:22

مسعود رضایی بیاره هم نفس هر که یاد از ما کنـد در این قفس ، یادش بخیر هـم قفس باشد مرا یا هـم نفس ، یادش به خیر ما و دل بــودیم و یـــاری نــازنین و مهربـــان دل برفت و یار رفت از دسترس ، یـادش بخیر یــار دانــم بـی وفایـی کرد و مهر از

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:22

مسعود رضایی بیاره شکوه گوش کن ! زمزمزمهی تار مرا می شنوی ؟ شکــوهی تـــار و دل زار مــرا مــی شنوی؟ نفسم ، از پس ایـن دایـــرهی تنـــگ قفس نفمــــهی مــرغ گـــرفتــار مرا می شنوی ؟ سنگ سنگم ز تـــن آهسته فـرو می ریزد گــوش کن ! نــ

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 16:36

مسعود رضایی بیاره ضرب المثل نـگاهت را غـــزل گفتیم و رفتیم لبـــانت را عسـل گفتیــم و رفتیم بـه شیرینی میـــان دفتــر عشق دو تا ضرب المثل گفتیم و رفتیم

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:00

مسعود رضایی بیاره سبو نیست در شهر نــگاهی که ز جـادوی تو رَست همه در بند تو هستند چـه هشیار و چــه مست هیچ مشاطه از این دست که چشمان تو هست قلـــــمِ سِحر بــه دریــــــای سیـه فـــــام نبست روز اول کـــــه در آیینـــــه تمـــاشا کـ

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:00

مسعود رضایی بیاره عیدانه ای بهــــار پُـر گـُلم ، عیدانــه می خواهــی چکـار از چـــو من آوارهای ، کاشانـه می خواهی چکار دانــــه دانـــه اشک سُرخم را به زر تــار غـــزل گــردن آویزت کنم ، دُردانــه می خـــواهی چـکار گفته بـــودی کـ

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:00

مسعود رضای بیاره اقلیم دل نـــاز کن امّا خـــدا را ، جــور نه بیـداد نه بنـــد مهرم بـر دل افکــن ، بنـد استبـداد نه داد بستان از دل ما گــردم از هستی بـر آر سر نکش از ما و پـای از بند عشق آزاد نه تا توئــی فرمـــانروای کشور و اقلیـ

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:00

مسعود رضایی بیاره خیابان عدم اندک انـدک نرم نرمک در دل ما خانه کرد دل ز خـانه پرکشید و او در آنجا لانه کرد شهر اُتــرار دلـم را چشم چنـگیـزی دگــر با سپاهی از کـرشمه ساقط و ویرانه کرد آنچــه کرد آن بی وفـا با ارگ ویران دلـم زلـزله با

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:00

مسعود رضایی بیاره تاراج نوبهار آمـــد ولــی بلبــل لب از لب وا نــکرد بلبــل از پالیــز رفتـه ، یـــا گُــلی پیـــدا نــکرد دست تاراجی که بر ما بی وفا بگشود و رفت با نهـــــال بـــاغ نــو بـــاران سیل آسا نــکرد گفتمش با گــریه : مهر

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:00

مسعود رضایی بیاره وفا وفا کـردم ، وفــا با مـا نـکردی مـرا آتش زدی ، پـروا نـکردی صدا کـردم ، صدایم را شنیدی نگاهـم کردی و لب وا نـکردی سراپا سوختم ، دیدی و رفتی مرا کشتی ولی حاشا نـکردی به یاد آور مرا روزی که دیگر ز مــا عاشقت

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:00

مسعود رضایی بیاره صبح ازل لبش شیرین تر از شهد عسل بود نـــگاهش پــرتو صبــح ازل بود طنین خنــده بر لبهــای نوشین روان چشمه در جـوی غزل بود

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:00

مسعود رضایی بیاره باغ آتش ای خداوندی که هستی در زمین و در زمان خسته گشتیم از زمین و خستهایم از آسمان کو رهــی در روشنایی ، بــاز گــردانی مرا مهربـــان از این سیــاهی تا به عهد باستان در خیابانـی که نامش زندگانـی بود ، نیست دیـ

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:00

مسعود رضایی بیاره گل اشک گـُـــل اشک از گریبانش دمــی سر بــر نمــی دارد خـــوشا آن سینه کز داغـــی هــوای نـم نمی دارد شقایـــق را نمی دانــــم ، چه داغـی دارد اندر دل که چون چشمان من چشمش ، نگاه پُر غمی دارد خیـــالش بر نمـــی دار

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:00

صفحه بندی